راه های رسیدن به پیشرفت و تعالی همه جانبه چیست و چه موانعی ما را از دستیابی به این نقطه بلند باز می دارد؟

در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی به جرات میتوان گفت بهترین سوالی که ممکن
بود از طرف ریاست جمهوری مطرح گردد سوالات پرسش مهر بود . از آن جهت که اتحاد و انسجام رمز و راز دستیابی و تداوم و بقای پیشرفت ملل است و تعالی همه جانبه کشورها بدون تحقق و وحدت و یکپارچگی تصوری محال می باشد. پس باید در سالی که به این نام پر مسمی موسوم گشته است در جستجوی عوامل و موانع پیشرفت بود
.مگر نه این است که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود . وقتی ابرقدرتها در مقابل خود دریای مواجی از عزم و اراده و وحدت ملی را مشاهده نمایند بر خیالهای پوچ و واهی خود خط بطلان می کشند . و چه زیبا و پرمعناست انسجام اسلامی که ثمره ی آن یکی شدن مسلمانان تمامی کشورهای جهان جهت اهتراز پرچم مقدس اسلام در اقصی نقاط دنیاست
.مگر ما مسلمان نیستیم و دینمان اسلام و پیامبرمان محمد (ص) نبوده است ؟! مگر رمز پیشرفت و تعامل اسلام در زمان رسول اعظم چیزی جز وحدت اعراب جاهلی بود که فرهنگی جز کشتار و غارت و خونریزی نداشتند و مگر نه اینکه همینان در سایه اسلام به برادرانی مبدل گشتند که برای یکدیگر ایثار میکردند و دیگری را بر خود مقدم میدانستند و از بذل جان و مال در راه همدیگر هیچ ابایی نداشتند
.گام نخست را با یاد و نام پروردگاری میآغازیم که جز نام و یاد او زندگی محقق نمیگردد
.در هر پیروزی و پیشرفتی اولین عامل؛ توجه و عنایت پروردگار میباشد که ما بدون لطف او مساوی نیستی و عدمیم . جای هیچگونه شک و شبهه و مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات آزمایشگاهی نیست که بهترین عامل برای پیشرفت؛ توکل به قدرت لایتناهی پروردگار است که زمین و آسمان و هرچه بین آن دوست به حول و قوه لایزال الهی خلق شده است
.ارتباط با این منبع اصلی قدرت که بر تمامی جهان آفرینش سلطه دارد و هو الله الواحد القهار و در مقام بالاتر اتصال به اقیانوس جود و کرم و سخا خود معنای پیشرفت و موفقیت است . مگر نه آنکه هدف ما از خلقت چیزی جز عبادت نبوده که ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون که عبادت خود ارتباط مخلوق است با خالق ِ عبد است با معبود - فقیر است با غنی
.
چه پیشرفتی از این والاتر که برسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
.آیا چیزی جز خدا هم وجود دارد که ما آن را ببینیم؟! وقتی با دیده دل بنگری فقط خدا بینی و بس
.به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
چنین انسانی میشود وارسته و بی تعلق . دنیا و زیورهای فریبندهاش او را پای بند نمیسازد و او همواره در طیران است . پرواز به سوی اوج تا جایی که متصور است و گاهی غیر قابل تصور
.چنین موجودی دیگر خود را اسیر گناه و پلیدی نمیکند که خوب میداند ارتکاب حرام بال پروازش را میشکند و او را در قفس شهوت به اسارت میکشد
.پس باید چشم سر بست و دیده ی دل گشود و نگاهی دوباره کرد
.
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
پس باید که بسم الله گفت و پس از آن هم یک یا علی که یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
.با تأملی در آیات قرآن به راهکارهای یک انسان مسلمان برای رسیدن به سعادت که همیشه و همه جا خدا را بر خود و اعمال خویش ناظر بداند؛ ان ربک لبالمرصاد (فجر ۱۴) و هو معکم اینما کنتم و الله بما تعملون بصیر (حدید ۴) و واقف است که اگر خوبی کنید به خودتان خوبی کرده اید و اگر بدی کنید عاید خودتان می شود؛ ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها (اسرار ۷
)و دیگر این که هر ظلم و ستمی که بکنید منحصراْ به نقس خودتان کرده اید: یا ایها الناس انما بغیکم علی انفسکم (یونس ۲۳) و از همه مهمتر به عالم آخرت و بهتر بودن آن نسبت به دنیا ایمان داشته باشد و الاخرة خیر و ابقی
دریچه های علم و معرفت به سویش گشوده می شود و تاریخ گواه این ادعاست چرا که هسته ی اصلی همه چیزهایی که امروز بشریت واجد آنها گشته است از علوم تجربی تا اخلاق - از فقه و حقوق تا فلسفه - از ادبیات تا مکانیک - از شناخت بیماری ها تا ... همه و همه مرهون علم و اندیشه و فرهنگ و اخلاقی است که مسلمانان به جامعهی بشر تقدیم کردهاند ولی چه شد که این سروران دانش دچار ایستایی شده و چرا کشور ما به عنوان یک ملت مسلمان علیرغم دارا بودن تمدنهای کهن و منابع غنی و فراوان نفت - گاز - طلا - مس و سنگ که همه موهبتهای الهی به مسلمانان است و در حال حاضر با دستیابی به انرژی هستهای هنوز کشوری در حال توسعه است و جزو کشورهای پیشرفته محسوب نمیگردد ؟! مگر نه اینکه ایرانی فردی است که در کشوری زندگی می کند با تاریخی اصیل هویتی والا مذهبی مقدس مهد آزادی و آزادگی با پیشینه بیداری خردمندی علم و ادب و هنر
...پس علت عقب ماندن چیست؟ آیا علل و عوامل عدم پیشرفت را نمیتوان در عدم مدیریت صحیح و نداشتن وجدان کاری و عدم توجه به امر کشاورزی و دور افتادن از قرآن و اسلام نخستین و گروه گرایی و باند بازی و جنگ تحمیلی و عدم حمایت از منابع داخلی جستجو کرد ؟
باید بررسی کرد و دید چرا کشوری مثل ژاپن که بعد از جنگ جهانی دوم کشوری متلاشی شده و در هم شکسته به حساب می آمد هم اکنون ۷۵ درصد ثروت جهان را در دست دارد
.شیود کورییس در سال ۱۹۶۰ می گوید:
ما نه هیچ منبع طبیعی داریم و نه هیچ قدرت نظامی؛ ما فقط یک منبع داریم. ظرفیت ابداع مغزهایمان؛ این منبع پایان ناپذیر است باید آن را بسط داد؛ تربیت کرد و تمرین داد و در آینده نزدیک به صورت گرانبهاترین و خلاق ترین ثروت مشترک همه بشریت در خواهد آمد. کشور ژاپن در حال خاضر به این هدف رسیده است.موفقیت کشور ژاپن در گرو توجه خاص به مسئله آموزش و پرورش بوده است و در وهله دوم حفظ ارزش ها و سنت ها
.در کشوری که معلمان مدارس بر حسب یک سنت دیرینه از میان افراد پرصلاحیت از نظر اخلاقی و شخصیتی و دانش انتخاب می شوند و کشوری شدیداْ سنتی که با حفظ سنت های دیرین خود به مراتب بسیار پیشرفته در نوسازی و دگرگونی دست یافته است و تأثیر و تأثر جوامع و تبادل فرهنگ ها موجب پویایی و رشد آن شده است و به اذعان بسیاری از صاحب نظران پیشرفت ژاپن مرهون مدیریت صحیح و تربیت نیروی انسانی قوی در مراکز آموزشی بوده است. واقعاْ چرا باید ژاپنی ها در عمل کردن به دین ما از خود ما پیش قدم باشند؟
!هدف از بعثت پیامبر گرامی اسلام و سایر پیامبران چیزی نبود جز تزکیه و تعلیم: هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین
و اوست آنکه برانگیخت در میان امت ها پیامبری را از آنها می خواند بر ایشان آیات خدا را و تزکیه می کند آنها را و تعلیم می دهد ایشان را کتاب و حکمت و به درستی که پیش از بعثت در گمراهی آشکار بودند
.اگر ما از اصل خود دور نمی افتادیم با این پشتوانه غنی و برخورداری از گنجینه وحی الهی که پیامبر عزیزمان ۱۴ قرن پیش از این؛ عوامل رسیدن به سعادت را فرارویمان گشوده بود حال در جستجوی علل پیشرفت نبودیم
.آیا پیشرفتی بالاتر از رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی که انگیزه اصلی بعثت انبیا بوده است می توان تصور نمود؟ پس هرچه هست مربوط است به تعلیم و تربیت یا همان آموزش و پرورش
.نظریه پردازان آمریکایی به صراحت نقطه بحران و آسیب پذیری خویش را نه در مسابقات تسلیحاتی و جنگ ستارگان و نه در مسابقات فضایی برای تصرف سیارات بلکه در عقب افتادگی در امر تعلیم و تربیت نیروی انسانی می دانند
.توجه به آموزش و پرورش زیر بنایی ترین رکن پیشرفت همه جانبه یک ملت است
.کشور ژاپن عمده ترین توجه خویش را برای بازسازی کشور پس از متلاشی شدن در جنگ جهانی دوم بر تربیت نیروی انسانی در آموزش و پرورش معطوف داشت و امروزه توفیقات موثر خویش را در توسعه مدیون باروری و پویایی نظام تعلیم و تربیت است
.نگاهی گذرا به شرایط اقتصادی و اجتماعی کشورهایی که به خصوص در دو دهه اخیر موفق شده اند و اوضاع اقتصادی خویش را سامان بخشیده اند و به عنوان ببرهای اقتصادی مطرح شده اند مانند مالزی و فلیپین و تایلند و سنگاپور و اندونزی و کره جنوبی نشان می دهد که این کشورها در سه دهه گذشته عمده ترین سرمایه گذلری خویش را بر اعتلا و ارتقای آموزش و پرورش متمرکز نموده اند
.پرورش صحیح انسان وی را قادر می سازد تا تمام مشکلاتی را که در راه پیشرفت و ترقی همه جانبه خود می بیند از بین ببرد
.پیشرفت همه جانبه یعنی افزایش رفاه مادی و معنوی جامعه و ارتقا افراد به درجات عالی تری از تکامل که علاوه بر بهبود در میزان تولید و درآمد شامل دگرگونی اساسی در ساخت های نهادی و اجتماعی و اداری و همچنین بالا رفتن بینش و فرهنگ عمومی مردم را به همراه داشته باشد
.فلاسفه و اندیشمندان یونان و روم باستان از نخستین کسانی هستند که درباره پیشرفت جوامع نظر داده اند
.ایجاد دانشگاه بزرگ جعفری در مدینه و رواج مکتب خانه ها و آموزش در مساجد و ساختن مدارس در نزدیکی مساجد و ساخت اولین کارگاه کاغذسازی در سرزمین های اسلامی و وجود دانشمندان بزرگ اسلامی از قبیل ابوعلی سینا و ابو نصر فارابی و ... همه و همه مبین تأکید اسلام بر تعلیم و تربیت است. تعلیم و تربیت روند ظهور و بروز حقیقت است و چون حقیقت مطلق ؛ خداست تعلیم و تربیت روند تقرب به خداست
.امام صادق (ع) علت دوری بشر از دانش و عدم پیشرفت را در اثر نبودن معلم و مربی خوب از یک طرف و تنبلی انسان از طرف دیگر معرفی می نماید
.پس باید تربیت نیروهای کارآمد توسط معلمان ژرف اندیش محور اساسی آموزش و پرورش قرار گیرد
.









